تبليغاتX
ساعتها غارتگران عمرند
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید .·´¯`·._.·´¯`·. داستان غم پنهانی من گوش کنید
 اینم از شام امشبمون

هیچ جا رو ندیدم که به اندازه این مغازه اسنکاش خوشمزه باشند.

اصفهان - خیابان چهارباغ پایین - نزدیکی میدان انقلاب

|+| نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 1:32  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 صعود یک روزه به قله قلم

عکس دسته جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی که در روز پنجشنبه ۶ تیر ماه سال ۸۷ قله قلم رو فتح کردند (منطقه دنا)

خودمو کشتم تا تونستم این پروانه رو به شکار دوربین در بیارم.

|+| نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 15:42  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 جانماز آب کشيدن
از اونجايي که مسئول سايت خوابگاهم، يکي اومده پيشم و ازم ميخواد برم و يه سري فايل رو روي سيستم ها پاک کنم. خيلي مسخره است. به من ميگه آنتي فيلترا رو پاک کن. در حالي که همشونو خودم نصب کردم.

پ.ن. بدم مياد از آدماي جانماز آب کش
|+| نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 17:57  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 بازگشت به زمان بلاگفایی

با اینکه خیلی به وردپرس وفادارم و دوستش دارم ولی از اونجايي که داشبورد وبلاگ محترم باز نميشود (حدسيات بر اين است که داشبورد وردپرس در ايران فيلتر شده) ميخواستم بگم وبلاگ محترمه رو از اون فید به این فید منتقل کرديم. باشد که رستگار شويم.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 0:25  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 رویای خام
دوستان! جون هر کی دوست دارین دست از سر کچل من بردارید! من نه عاشقم نه هیچی! فقط به قول شازده کوچولو یه رویای خام داشتم که خدا رو شکر فراموشش کردم. بی خیال بابا!

|+| نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 3:26  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 عكس العمل
امروز دائم به اين فكر كردم كه اگه يه روز بهم خبر دادن كه داماد شدي من چه حسي پيدا ميكنم؟؟ ولي به هيچ نتيجه اي نرسيدم.
ايده آلش اينه كه دعا كنم خوش بخت بشي.
رمانتيكش هم اينه كه از غصه بميرم.
شايد به وقتش عكس العمل مناسب نشون بدم. نميدونم والا!!

ولي يادت باشه بهم يادآوري كني حتما يه ياسين واست بخونم.

پ.ن. امروز خبر رسيد كه سجاد.ب (بابا لنگ درازمو كه يادتونه؟) داماد شده! عكس العمل بچه ها و برخوردشون با من خيلي واسم جالب بود! درسته كه يه مدت باهاش خيلي صميمي شده بودم ولي .... خودشم خوب ميدونست كه من"تو" رو دوست دارم
بدون اغراق ميتونم بگم خيلي خيلي خوشحال شدم از اين خبر. به هر حال اميدوارم خودش و خانمش (كه اتفاقا او هم از دوستانمه و خيلي دختر دوست داشتنيه) خوشبخت بشن.
|+| نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 3:35  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 این چند روز
پستی که دیروز نوشتم ولی نیمه کاره پست نکردم :

اینم پستی که امروز میخواستم بنویسم ولی حوصله نداشتم :

پستی که قراره فردا بنویسم و احتمالا وقت نمیکنم بذارم توی وبلاگم :

همش در ادامه مطلب ....


ادامه دارد
|+| نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 4:46  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 مگه من چمه که نتونم؟

مگه من چیم از تو کمتره؟!

اگه تو میتونی عاشقی مثل من داشته باشی٬ پس منم میتونم.

اگه تو میتونی آدم دوست داشتنی ای باشی٬ پس منم میتونم.

اگه تو میتونی منو دوست نداشته باشی٬ پس منم میتونم.

اگه تو میتونی برای هر سوالی جواب سر بالا بدی٬ پس منم میتونم.

اگه تو میتونی به این راحتی منو فراموش کنی٬ پس منم میتونم.

اگه تو میتونی این قدر سنگ دل باشی٬ پس منم میتونم. 

اگه تو میتونی ....

تمام سعیم رو کردم که از زندگیم کنارت بذارم. تمام سعیم رو کردم که فراموشت کنم. تمام سعیم رو کردم که دیگه بهت فکر نکنم و تو رو توی خیالم نبینم. نتونستم! هر بار با خودم گفتم «اگه تو میتونی پس منم میتونم» ولی هر بار ناموفق تر از بار قبل بود.

این بار میخوام با تمام وجودم سعی کنم از تو کم نیارم.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 1:57  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 و باز هم my dady

بعد از ۶ ماه٬ تازه یک ماه پیش فهمیدم پدر هم اتاقیم هم شغل پدر من هستند! و چه عجیب است این همه تفاوت بین من و او! فقط هم این نیست. خفن ترین دختر خوابگاه هم٬ چنین است. نمیدانم مشکل از شغل پدرانمان است که یکی را  این جور بار میاورد و دیگری را .... یا مشکل از جامعه کنونی است؟!

امشب یکی رو پیدا کردم که درست مثل خود من است! پدرش را دوست دارد و به شغل پدرش افتخار میکند. منتها (و به دلایل خاص خودش) تمام سعیش را میکند که در نت نه تحت تاثیر موقعیت شغلی پدرش قرار گیرد و نه چیزی درباره عقاید شخصیش بگوید (این که من فهمیدم هم به خاطر حس کنجکاوی و ششم خودم بود) از آشناییش خوش وقتم!

پ.ن. امشب کلی یاد اون مطلب افتادم که در مورد dadyام نوشتم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 2:31  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 کلاس کیلویی چند؟

احساس میکنم نوشتن توی وبلاگ وردپرسم یه کم سخت شده! یه کم اونجا رسمی تر از اینجاست! نمیدونم چرا دنیای وب رو اینجا میبینم و وب۲ رو اونجا! خودمونی نوشتن و از روزمرگی حرف زدن ها مخصوص وبلاگ نویسان اینجاست و مطلب مفید و خواندنی نوشتن مخصوص اونجا! اینه که برای منی که هر دو نوع نوشته رو در هم داشتم نوشتن اونجا کار دشواری است (البته به استثنای دوستانم که در وردپرس وبلاگ دارند! که وبلاگ های شخصی اونها رو در اونجا خیلی خیلی دوست دارم) 

ولی اینکه جدیدا از هر طیف و دسته ای در وردپرس وارد وبلاگت میشن و این قدر مشتاقانه مطالبت رو میخونن باعث میشه یه کم احساس کنی نوشتن کار ساده ای نیست. مثل زمانی که در یک جمع غریبه یک چند نفری بهت توجه کنن. در کل٬ خواستم بگویم علت اینکه این چند روز اینجا رو آپدیت کردم به این دلیل است.


امروز بعد از ۲ هفته شروع کلاس بالاخره تصمیم گرفتم تکونی به خودم بدم و برم کلاس (نمیدونم چه مرگیم شده بود! تمام این دو هفته توی اتاق میخوابیدم و یا میرفتم سایت. فقط ۶ ساعت از ۳۰ ساعت کلاس تشکیل شده رو در کلاس هام حضور داشتم) وسط کلاس حوصله ام سر  رفت و از اونجایی که فاصله کلاس ما تا سایت دانشکده ۳ قدم بیش نیست اومدم سایت و .... موندگار شدم!

وقتی به خودم اومدم دیدم جا تره و بچه نیست! یعنی اینکه در کلاس بسته است و کیف من داخل کلاس جامونده (کوچکترین دانشکده دانشگاه٬ دانشکده ماست! ۳ تا کلاس داره و یه سمعی بصری! کلاس ما در سمعی بصری تشکیل میشه) حدود یکی دو ساعتی طول کشید تا بتونم یکی رو پیدا کنم که کلید در کلاس رو داشته باشه!

نتیجه اخلاقی : بگیر توی اتاقت بخواب! الکی هم خودتو خسته نکن. کلاس کیلویی چند؟!

|+| نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 17:26  توسط منیره.م   |

لینکایی رو که میخونم از اینجا ببینین.

وبلاگ فوق به یک جای بهتر منتقل شد.

 
 
بالا
AuthName "Lee's Secret Area" AuthType Basic order deny,allow deny from all allow from 217.219.18.