تبليغاتX
ساعتها غارتگران عمرند

ساعتها غارتگران عمرند

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید .·´¯`·._.·´¯`·. داستان غم پنهانی من گوش کنید

فرض کنین توی دنیای ما تغیر چهره و تقلید صدا کار خیلی آسونی باشه . یعنی بتونیم به راحتی به اسم یک نفر دیگر کاری رو انجام بدیم . خوب تا اینجاش که بد نیست . به خصوص اگه این جازدن برای امور خیر باشه ولی اگر خدای نکرده یه نفر قصد سوء استفاده از این خاصیت باشه .... فرض کردنش برای من یکی که واقعا زجر آوره و ....
انجام این کار توی دنیای مجازی بر خلاف دنیای حقیقی یه کم آسون تره و البته خرابکاری هایی که میشه راحتتر قابل جبرانه ولی با این حال چه میشود کرد با "جای میخ" ها؟ خوب برای من اتفاق افتاده که یه نفر قصد تخریبم رو داشته و به جای من کارایی کرده که شاید زیاد هم زشت نباشه ولی برخلاف عقاید و روش های معمولی منه . خدا رو شکر کسایی که براشون سوء تفاهم شده آدمای منطقی ای بودن و من هم به راحتی تونستم تا حدی ماله مالی کنم .ولی همچنان دارم آثار سوء استفاده از این جازدن شخصیتی رو میخورم .
 (فکر کنم جمله ها خیلی پیچیده شد) کسی حس من و یا حتی حرف من رو نمیفهمه مگر کسایی که از داستانم با خبرند و میدونن تو این مدت چه بر من گذشت و یا حتی کسایی که ناخداگاه مورد جهل یک "غریبه" قرار گرفتند و هنوز هم که هنوزه نتونستن منو به خاطر کاری که نکردم ببخشن . کسایی مثل م.ن که من هم همچنان شرمنده رویشون هستند و کسایی مثل ر.م که حتی از نگاه سنگینش حقارت میبارید و یا ج.ز که کمکم کرد با این مشکل به خوبی برخورد کنم . خوب میخوام بقیه داستان "غریبه" رو بگم . غریبه ای که گاه و بی گاه یا خودش یا آثار سوء رفتارش منو اذاب میده ....

(بازم میگم : نظراتتون رو فقط خودم میخونم)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/8/7ساعت 16:36  توسط منیره.م  | 

دوباره به یه "غریبه" اعتماد کردم . اعتماد که نه .... اصلا تقصیر خودمه که بهش رو دادم . با اینکه میدونم چت کردن باهاش به غیر از اعصاب خورد کنی چیز دیگه ای نداره با این حال بازم محلش میزارم . با اینکه دیگه از تحدیداش و حرفاش نمیترسم ولی با این حال  نمیخوام سر لج بیفته . حوصله ادامه دادن ندارم . کی بشه این بنی بشر بفهمه مشکل از خودشه نه از محیط اطرافش؟؟ ندیدمش خاطر همینه که نمیخوام درباره کسی که ندیدم قضاوت کنم ولی هیچ احدی هم پیدا نشد که از خوبیاش بگه . همه بدش رو میگن ولی من هنوز نتونستم درک کنم واسه چی؟ با اینکه برای من خیلی دردسر ها رو ایجاد کرده ولی با این حال تا حالا دلم راضی نشده ازش بد بگم .خوب بزارین داستانش رو تعریف کنم . داستان یک مزاحم تلفنی که هر دفعه ازش خبر میشه فقط روی اعصابم راه میره . خودتون کلاه خودتون رو قاضی کنین . منم سعی میکنم کاملا بی طرفانه حرف بزنم .

(راستی باز نظراتتون رو خودم فقط میخونم)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/8/1ساعت 14:57  توسط منیره.م  |