اهم اوهوم...
منم اومدم، البته پس از مدت ها نبودن....نمی دونم بودم یا نبودم، اما ننوشتم...
حس کردم امروز بهترین روز واسه نوشتن...
اما نه تخصصی نویسی، امروز دلم خواست از دلم بنویسم....
آره، می خوام بگم منم بلدم از دلم بگم و از دل بنویسم... و چه روزی بهتر از روز ولنتاین....
آدما تو رزو ولنتاین به هم هدیه می دن، می گن هم دیگه رو دوس دارن، می گن که از با هم بودن لذت می برن و صد تا ناگفته ی دیگه....
گاهی اوقات هم یکی مثل من زبونش بسته از از حرف زدن و دستش کوتاه از هدیه دادن...
نمی خوام پر حرفی کنم...
چون دوست ندارم صاحب این دل نوشته ها از خوندن نوشته هام خسته بشه
دوستش دارم و بابت همه لطف هایی که به من کرده ازش ممنونم....
پ.ن : یادتون باشه همیشه کسی که قراره از شما هدیه بگیره یک جنس مخالف نیست..
یک معشوق نیست...
کسیه که دوستش دارید... همین و بس
