تبليغاتX
ساعتها غارتگران عمرند

ساعتها غارتگران عمرند

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید .·´¯`·._.·´¯`·. داستان غم پنهانی من گوش کنید

حکایت من و گروه کاربران لینوکس (لاگ یزد و لاگ اصفهان) مثل حکایت ابراهیم رها شده و خوانندگان مجله چلچراغ که :

ژوله اعلام کرد دوست دارید ابراهیم رها رو ببینید ؟ همه گفتن بعله ... او هم گفت من هم خیلی وقته که دوست دارم!!

پ.ن. تفاوت در اینه که عده ای هستند که منو میبینند:

۱. چون اسما من رونمیشناسند محلم نمیذارن مثل بچه های لاگ اصفهان که توی جلسه دیروز و جلسه ۳۷ منو دیدن. البته احتمالا اگه هم میشناختن محل نمیذاشتن. حداقلش این بود که  آقای سلامت .... (بچه های لاگ یزد هم که هنوز من رو ندیدن)

۲. منو میشناسند ولی به روی خودشون نمیارن مثل سید سجاد موسوی (که باهام قهره) ناصر غانم زاده(تازه دیروز فهمیدم که منو میشناسن) و احتمالا آقای نقاش زاده هم از لاگ یزد تنها فردی هستند که من رو دیدند و احتمالا واکنش ایشون هم به روی خود نیوردن خواهد بود.


دیدم نمیتونم از اینجا دل بکنم. گفتم پست میذارم اینجا منتها!! منتهابعضی پستای خاص. یعنی پستایی که ... (امکان نظر دهی در وبلاگ جدید مناست)
+ نوشته شده در  2008/3/11ساعت 6:12  توسط منیره.م 

خیلی برام جالبه که توزیع های مختلف لینوکس از بعضی جهات مثل همند و از بعضی جهالت دیگه کلی با هم فرق دارند! مثلا ubuntu و mint نصبشون کاملا شبیه هم بود ولی محیط کارشون تا حدی فرق داشت. ولی uubuntu و parsix نصب های متفاوتی دارند ولی محیطشون کاملا شبیه. open suse که به کل با اینها متفاوته. اگه من میخواستم یه توزیعی رو به کسی سفارش کنم ubuntu بود! آخه نسبتا نصب آسونی داره و تنظیمات اولیش جورتره و کار باهاش هم راحته. (البته بازم میگم! اینا همشون شبیه هم هستند و کافیه با یکی آشنا باشی اون وقته که میتونی با اغلبشون کار کنی)

در کل وقتی تازه توزیعی رو نصب میکنی چند تا مورد رو باید تنظیم کنی (از parsix خوشم اومد! چون حداقل تنظیمات panel رو خودش انجام داده بود) تنظیمات لینوکس سلیقه ایه ولی من به محض ورودم چند چیز را تنظیم میکنم :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 6:17  توسط منیره.م  | 

دیگه داشتم کلافه میشدم! از بس این لینوکسه تو ذوق زن در میومد.

سری های اول با suse مشکل داشتم اونم به این خاطر بود که پسورد root رو نداشتم و بعدش که خودم ubuntu رو نصب کردم باز نمیدونم چی شد که به مشکل برخوردم (البته مشکلی با ubuntu نداشتما ولی چون میخواستم میزکارم رو سه بعدی کنم یکی از دوستان پیشنهاد داد mint نصب کنم) خلاصه توی نصب mint حواسم نبود و فضای پارتیشن root رو روی حداقلش گذاشتم (یعنی همش 3GB) که جدیدا هر کار میخواستم بکنم error میداد و میگفت Full disk . این طور که معلوم بود باید از اول اونو نصب میکردم (آخه root رو نیمشه resize کرد) از اونجایی که از قبل برای نصب دو توزیع مختلف در کنار هم مشکل داشتم. امشب دیگه زدم به سیم آخر و گفتم هر طور شده باید دو تا توزیع رو در کنار هم نصب کنم. mint  رو انتخاب کردم و parsix (خیلی مسخره است که هر بار یه توزیع متفاوت با توزیع های قبلی رو انتخاب میکنم)

و این است شرح ماجرا (ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/27ساعت 5:40  توسط منیره.م  | 

che lezati dare ba CD live PCito bala biyari baed webgardi koni
lezatesh be andaze vaghtiye ke miri biroon hava bekhori yeho tagarg biyad
koli asabi mishi :D
be khosoos vaghti hichi bar vefghe moradet nabashe

p.s. alan ba mint oomadam bala vali nemitoonam hich kari bahash bekonam. soraate netesham dar hade epsilon dar saat hast

+ نوشته شده در  2008/2/7ساعت 1:12  توسط منیره.م  | 

حق با badjoker هست!! یا اینکه هنوز هیچ کدوم از جلسه های یزد لاگ رو نرفتم ولی میتونم حدس بزنم که رفتار بچه های لاگ اصفهان خیلی بهتر از اوناست. با اینکه یعنی (یعنی) چند تا از بچه های یزد لاگ آشنا هستند و به خاطر مکان تشکیل جلسه و همشهری بودنم و ... قرار نیست احساس دلتنگی و تنهایی کنم.
شاید بذارین پ‍ای حساس بودنم! ولی فعلا که ناراحت شدم. (حتی اگه ناراحتیم و دلیلش برای خیلی ها مهم نباشه ولی من ناراحتم)

پ.ن. دیگه هیچ کدوم از لینک های صادق و یا لینک های سفیر رو share نمیکنم. اینا خودشون با خودشون تبادل لینک دارن! این وسط هم به ریش من میخندن!! و من به کسی نخواهم گفت که منظور سفیر از این پست صادق بوده! (و پیشنهاد کردم. خیلی راحت میتونین از لیست دوستان هم خارج بشین)
+ نوشته شده در  2008/2/6ساعت 19:10  توسط منیره.م  | 

میگه برای سه بعدی شدن میزکارت از هما استفاده کن٬ بعد میاد و mint رو واسم میاره! خوب لااقل میگفت چه جوری نصبش کنم که این جوری تو هچل گیر نکنم. زود هم جا گذاشت رفت. ولی به هر حال کلی منو شرمنده خودش کرد. دستش درد نکنه.
بابت open CD هم کلی ممنونم. منتها نفهمیدم چرا یهو تو پاکتش فیلم «غرور و تعصب» در اومد!!



اینم بهونه خوبی بود واسه معرفی این فیلم! خوب خیلی ها میدونن من این فیلم رو دوست دارم. همین جوری و الکی! به نظرم فیلم قشنگیه. گیرتون اومد حتما ببینین. موسیقی بی کلام فیلم رو هم میتونین از اینجا دانلود کنید.
+ نوشته شده در  2008/2/6ساعت 16:56  توسط منیره.م  | 

این اولین تای‍پ پست من توی ubuntu هست. چند روز پیش سیستم عامل ubuntu رو روی یکی از سیستم های خوابگاه نصب کردم. روز اول اغلب تنظیمات اولیه اش رو انجام دادم : تنظیمات مانیتور رو انجام دادم. فونت هایی رو که براش تعریف نشده بود رو تعریف کردم و ... دم آخری هم یه اکانت عمومی واسه بچه ها ساختم.
با یه بار عوض کردن اکانت تمام تنظیمات به هم ریخت. اجزای صفحه ام به قدری بزرگ شده بود که چشمام درد گرفت (ابعاد پس زمینه شده بود ۶۰۰*۸۰۰) و هر کاریش کردم دوباره درست نشد. (دایم ایرور میداد که بقیه اکانتاتون رو ببندین) تازه بعضی از فونتها که قبلا برای سیستم عامل تعریف نشده بود و من بهش اضافه کرده بودم فقط توی ا کانتroot ۱ کار میکرد. (مثلا چون فونت tahoma براش تعریف نشده بود وبلاگ دوستان رو با یه فونت عجیب غریب پو با ی های منفصل نشون میداد) دیگه کیبورد فارسی کار نمیکرد و من فقط انگلیسی میتونستم تایپ کنم. توی قسمت تنظیمات کیبور هم یا میشد تنظیم کرد فارسی بنویسه یا انگلیسی. هر دو رو با هم نمیشد انتخاب کرد. حتی اینترنتش هم قطع شد و ...
خلاصه. اون روز از بس به این سیتم عامله ور رفتم و هیچ تغییری توش ایجاد نشد که سر درد گرفتم. بی خیالش شدم. فرداش که سیستم رو روشن کردم دیدم تنظیم مانیتور خود به خود درست شده. (باور کنین نمیدونم چی به چی شد) ولی بقیه تنظیماتش رو هر کار کردم تنظیم نشد. تا دیروز که آقای صناعی اومد و اینترنت اینجا رو سرویس کرد۲. از بچه ها کمک گرفتم و این تنظیمات کیبوردشو هم انجام دادم. الان احساس میکنم اینجا رو بیشتر از ویندوز دوست دارم. منتها مشکل اینه که اگه توی ویندوز یه کم دستم از دور و بریام باز تر بود الان صفر صفرم. هیچی ...
ولی میتونم یه کاری کنم. پله پله که جلو میرم به شما هم بگم چی کار کنین. و یا حتی میتونین بیاین و عضو گروه یزد لاگ  بشین یا مطالب مربوط بهش رو از ویکی یزد لاگ ببینین. فقط یه چیزی !!
چرا تایپ کردن اینجا این قدر سخته؟! مثل آفیس ۲۰۰۷ پ رو با m میزنه. یا خود همزه رو با shift+s میزنه.که برای منی که عادت به آفیس ۲۰۰۳ دارم کار باهاش خیلی سخته. اگه بخوایم وسط جمله انگلیسی تایپ کنیم هم معلوم نیست کلمه از کجا سر در میاره. حالا بماند اضافه شدن خط های اضافه بین پاراگرافی. و یا اینکه اگه بخوایم یه جای مطلب رو ادیت کنیم تا حدی گیج میشیم که نشانگر چرا این قدر با جایی که تایپ میکنه فاصله داره. اضافه کردن لینک هم یه خورده فرق فوکوله (البته این نوع تفاوت هاش فکر کنم به خاطر استفاده از فایرفاکس باشه)
به هر حال من که دوسش دارم. (این شکلک ها کجاست؟؟! میخوام شکلک قلب بذارم)
باید ببینم badjoker آپ میکنه یا نه!!
زود باش دیگه.
اگه هیچی نگی خودم میگما!!
پ.ن.
۱. معادل آن در ویندوز همان administrator است. با این تفاوت که توی لینوکس یه root داریم و اونم همونه که در ابتدای نصب کردن نامگذاری کردیم. ولی توی ویندوز امکان اضافه کردن تعداد بیشتری admin وجود داره.
۲. یادم رفت بگم! دیروز آقای صناعی (مهندس مرکز اطلاع رسانی که کار چک کردن سیستم های ما دست اونه) اومد خوابگاه و من بدبخت هم که یعنی مسئول سایتم مجبور شدم بمونم و نرفتم اصفهان بگردم. بعدشم که جلسه مدید بود و علاف بازی (جلسه این بار جای خیلی جالبی نبود. انجمن اسلامی دانشکده مکانیک. از این دانشکده بدم میاد . همین جوری) عوضش کلی چیز یاد گرفتم. مثلا اینکه اگه پسورد اکانتی رو بخوای عوض کنی کافیه با administrator وارد بشی و توی cmd دستور زیر رو وارد کنی :
net user username pasword
و یا یه سری دیگه تنطیمات مربوط به اینترنت و IP و غیره.
+ نوشته شده در  2008/1/14ساعت 13:20  توسط منیره.م  | 

سلام، بدون یه حرف کم و اضافه

 نسبت به نظرات دوستان توی کامنت های قبلی ترجیح دادم این پست رو دو قسمت کنم که تو قسمت اول یک سری از کلمات که در آینده توی پست های من خواهید خوند رو توضیح (البته مختر) بدم و در دومین قسمت به یک سری از مزایای استفاده از لینوکس نسبت به سیستم عامل ویندوز بپردازم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/1/4ساعت 23:2  توسط badjoker  | 

سلام، بدون یه حرف کم و اضافه
تو اولین پست گفتم که ترجیح می دم تخصصی بنویسم، فکر میکنم دیگه وقتش رسیده که شروع کنم

می خوام گله کنم از کسایی که لینوکس کار نمی کنند.
گله کنم که چرا جرات کار با لینوکس رو به خودشون نمی دن، گله کنم که چرا به خودشون اجازه ی پیشرفت نمی دن، گله کنم که چرا فکر می کنن فقط کسایی که رشتشون کامپیوتر هستش باید لینوکس نصب کنندو صد تا گله و شکایت دیگه.....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/1/2ساعت 2:46  توسط badjoker  | 

لینوکس پر! فایرفوکس پرپر! منیره تیر تو پر!!!

یکی گفت لینوکس ویندوز نیست بعد گفت اینترنت اکسپلورر رو بندازین دور فایرفوکس رو بچسبید در کل این دو تا جمله رو زیاد شنیدم. زیاد تجربه نداشتم. میخواستم تجربه پیدا کنم که .... لطف کردند همون یه سیستم لینوکس خوابگاهمون رو هم بردند. و من تیر تو پر شدم. به قول این دوست جديدم* «عيب نداره با كمك بچه هاي لاگ خودتون برو روي سيستم خونتون نصبش كن»

ولی وقتی یکی دیگه بهم گفت «یاهو چیه؟! برو با گوگل حال کن» این رو به راستی درک کردم. خداییش اگه عضویت توی چند تا از گروه های یاهو نبود و گستردگی چتش نبود بارها و بارها ID ایم رو قفل میکردم و میرفتم.

پ.ن. ببين دنيا چه قدر كوچيكه!! باورت ميشد هر دو توي يك شهر باشيم؟! و این قدر شبیه هم! اين دو روزچه قدر شنیدم که گفتی "ey khodaaaaaaaaaaaaaaaaa"


مدید ۵ هم داره اسبابشو میبنده که بره. فراز و نشیب های زیادی رو دیدیم. از همون روز اول که انتخاب شدیم تا امروز که یعنی به عنوان معارفه صفری ها رفتیم جنگل گشت (ولی ۳ تا صفری بیشتر همراهمون نبودند) :

خاطرات تلخ و شیرینی رو داشتیم ولی به هر حال چه خوب٬ چه بعد٬ گذشت. تجربه های خوبی هم بدست اوردم. البته خستگی اش هم بیشتر از اونی بود که فکر میکردم. یه احساس کمردرد شدید .... هر چی بود تموم شد با یه آه سرد!


هرچه از روشنی و سرخی داریم ، برداریم  
در کنار هم نشینیم و بگذاریم
که دوستی ها
سدی باشد در برابر تاریکی ها
نسیم و شاد باشیم و بگویم و بخندیم
بگذاریم هرچه تاریکی است
هرچه سرما و خستگی است
تا سحر از وجود مان رخت بر بندد
تا صبح شب یلدا بیداری را پاس داریم و
سرخی انار را اسلحه ای سازیم
برای نبرد با ظلمت
تا صبح راهی دراز است

شب یلدا و عید قربانتون رو پیشاپیش تبریک میگم. یادش به خیر پارسال عجب دورانی بود! شب یلدا شب قصه گویی من برای هم رشته ای هام. از همون وقت بود که صفت «شهرزاد قصه گو» رو گرفتم. آخر شب که با بچه های ۸۲ ای یزدی کلی گل گفتیم و گل شنفتیم (دلم شدیدا تنگ شده واسشون ) ولی امسال این شب بلند رو باید تنهایی جشن بگیرم (آخه دوست اونجوری که دیگه ندارم. هم اتاقیهام هم همه رفتند خونشون) شایدم بهتر باشه شب رو با عروسکای بند انگشتی و دوربینم و یا کامپیوتر و دوستای نتیم بگذرونم.

پ.ن. این مطلب رو هم که شنبه قراره از طرف آقای دکتر توی لوتوس گذاشته بشه رو حتما بخونین:

http://lotus.sampad.info/?p=179

+ نوشته شده در  2007/12/20ساعت 19:42  توسط منیره.م  |