تبليغاتX
ساعتها غارتگران عمرند

ساعتها غارتگران عمرند

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید .·´¯`·._.·´¯`·. داستان غم پنهانی من گوش کنید

یه بار یکی از دوستان به منفصل حرف زدن من اشاره کرد (این که از این بحث به اون بحث میپرم) و بهم گفت «تو چرا این طوری هستی؟! مثل آدمای چند شخصیتی میمونی!!» بهش گفتم «اون بیماری ای که من دارم بیشتر شبیه اسکیزوفرنی هست تا چند شخصیتی».  مصداق حرفم رو میتونین از اینجا ببینین :

multiple personality     شخصیت چندگانه
خصوصیات عمده شخصیت چندگانه وجود دو یا چند شخصیت متفاوت در یک فرد است، که در هر زمان یکى از شخصیت‌ها بر فرد تسلط دارد. هر شخصیت، واحدى مجزا با خاطرات، الگوهاى رفتارى، و روابط اجتماعى ویژه‌اى است که ماهیت عملکرد شخص را در دوره تسلط آن شخصیت معین می‌سازد. بعضی‌ها اشتباهاً شخصیت چندگانه را به اسکیزوفرنى نسبت داده و بیماران اسکیزوفرنى را دو شخصیتى می‌خوانند. از نظر روان پویائى فرق عمده‌اى که بین شخصیت بیمار اسکیزوفرنیک و هیستریک مبتلا به شخصیت چندگانه وجود دارد این است که قسمت‌هاى منفک یا تجزیه شده شخصیت در اسکیزوفرنى کوچک و متعدد است، در حالیکه در شخصیت چندگانه، تمام شخصیت یکجا تغیر یافته و از ساختمان شخصیت دیگر بیمار اثرى در شخصیت غالب بجا نمی‌ماند.

خودم یه رمان خوندم که توی اون هر فصل رو به زندگی یک نفر پرداخته بود. ۳ دختر متفاوت با ۳ شخصیت مختلف. آخر رمانه معلوم شد همه این سه نفر یکی هستند و در اصل دو تا از شخصیت ها٬ شخصیت های فرعی یک نفر خاص هستند. فکر میکردم برخورد با این جور افراد تا حدی سخت باشه. اینکه بدونی الان طرف مقابلت کدوم شخصیت خودش رو داره و یا اصلا طرف مقابلت کیه؟! و ....

غریبه رو که یادتون. به نظر من اونم همین بیماری رو داره. اوایل تشخیص اینکه هر فرد غریبه ای اون و یا یکی از شخصیت های اونه برام سخت بود. ولی الان -بعد از ۲ سال- دیگه به شخصیت هاش عادت کردم. اونو با هر چهره و شخصیتی که باشه میشناسم. منتها همیشه پیشگیری بهتر از درمانه و من برای حفظ اعصاب و روانم از مزاحمت های غریبه مجبور شدم به «دلایل امنیتی» اغلب لینک ها رو از وبلاگم دور کنم.

راستی مطلب بیشتر در مورد بیماری چند شخصیتی رو میتونین از اينجا يا از اينجا ببينين.

پ.ن. دوباره به جمله «کوه به کوه نميرسه٬ ولی آدم به ادم ميرسه» رسيدم. دنیا بر چه مداری میگرده که .... وقتی هم اتاقیم تعریف کرد که چه جوری هژیر (اسم هژیر رو پارسال توی یه روز برفی شنیدین. اون وقتا هنوز با هم اتاقی من دوست نبود) اون غریبه رو به خاطر قاپیدن کیفش زده خندم گرفته بود. من موندم چرا بچه یزدی ها و یا حتی بسیجی های دانشگاه میذارن بعضیا از اسمشون سوء استفاده کنن. آخه این غریبه قصه ما همه جا خودش رو یزدی معرفی میکنه و افتخارش اینه که بسیجیه.

+ نوشته شده در  2008/1/15ساعت 21:54  توسط منیره.م  | 

مقدمه : براي رفع سوء تفاهمات از قبل بايد بگم چند چيز باعث شد که ديروز اين مطلب رو بنويسم .

  • هم اتاقي هاي جديدم در بدو ورودم به اتاق من رو دوست نداشتن و الان هم هنوز حس خوبي نسبت بهم ندارن.
  • دوستاي قديميم من و کارهام رو غير قابل درک ميدونن و کلا به زور تحملم ميکنن.

***

تا به حال چند بار به جمله "دل به دل راه داره" فکر کردی ؟! چه قدر بهش معتقدی ؟! چه قدر به عمیق بودن این جمله پی بردی ؟! چند بار تجربه اش رو داشتی؟!

بذار یه جور دیگه بگم : تا حالا شده بتونی فکر کسی رو بخونی ؟! بدونی طرف مقابلت چی میخواد ؟! و یا به عبارتی حرف دلش رو از چشماش بخونی ؟

اصلا کار سختی نیست فقط کافیه تمرین کنی . سخت نیست ٬ امتحانش ضرر نداره که هیچ ، کلی هم میتونه توی رابطه ات با افراد و رابطه ات با خودت مفید باشه :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/9/22ساعت 3:15  توسط منیره.م  | 

چگونه زیبا سخن بگوییم ؟!؟

یکی گفت اسم یه کتابه !! یعنی در جواب من گفت اسم کتا این بوده !! ولی من یادم نمیاد ازش اسم کتابی رو پرسیده باشم. اصلا این کتاب در چه زمینه ای نوشته شده ؟!! و موضوعش چیه ؟؟!! من به کسی نمیگم ولی یارو سوتی عظیمی داد به خصوص در مورد وبلاگ و اینا

پ.ن. یکی انتقاد کرد که چرا این قدر نظرات دیگران برام مهمه؟!! من همیشه گفتم مهمه و بازم میگم مهمه ولی بستگی داره چه نظری باشه ....

+ نوشته شده در  2007/2/18ساعت 1:8  توسط منیره.م  |