وقتی آقای دانشجو بهم گفتند که توی وبلاگم هیچ مطلبی رو نتونستیم یدا کنیم که به درد مجله بخوره خیلی بهم برخورد ( خیلی که نه !! یه خورده بهم برخورد ) یادم اومد هر یه ماه یه بار مطلب وبلاگم رو ثبت موقت (غیر قابل نمایش ) میکردم و میکنم !! امروز علاف بازی در اوردم و نشستم ۱۰۰ تا مطلب اولی وبلاگم رو از حالت ثبت موقت در اوردم .... البته یه چند تاییش رو نمیشد قابل نمایش کرد که نکردم !!
ای بابا !! ای بابا !! کاشکی ما هم علاف بودیم ![]()
خودم که نگاهی بهش انداختم کلی خاطرات گذشته ام مرور شد .... خاطراتم از دی ماه ۸۴ به بعد !! برای بعضی ها که خیلی کنجکاو بودن بدونن تو این دو سال چی بر سر من گذشته که این قدر خل وضع شدم خوبه بخونن
