تبليغاتX
ساعتها غارتگران عمرند

ساعتها غارتگران عمرند

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید .·´¯`·._.·´¯`·. داستان غم پنهانی من گوش کنید

در حین جستجو هایی که در مورد گوسفند - بز و بزغاله داشتم به لینکی بر خوردم که خیلی باهاش حال کردم ( فقط یه مشکلی بود که زبونش رو نفهمیدم. آلمانیه! فرانسویه! اتریشیه! .... چی چیه؟؟ ) بد نیست شما هم یه سر بزنید : sheep cafe

اون قسمت هایی که بیشتر تو چشمم زد اینان :

 اولین قسمتی که توجهم رو جلب کرد قسمت downlod بود. به خصوص قسمت wallpepar که عکس های خوشکلش رو جدا کردم و با هم zip اش کردم : sheep

 با حالترین قسمتی که دیدم این بود که از این سایت میتونین برای دوستتون کارت تبریک و ... بفرستین : send sheep انیمیشن ها و کارت تبریکاش خیلی باحاله. (دلم میخواست برای یکی از دوستان خیلی هاش رو بفرستم ولی ترسیدم inbox طرف بپکه )sheep

یه قسمت مخصوص هنرهای دستی داره ( از کارت تبریک درست کردن و کار دستی درست کردن گرفته تا آشپزی و ... ) همه هم مربوط به گوسفندن : have a sheep

 یه قسمت هم بازی های گوسفندی هستند : sheep game  که من از بازی سنگ کاغذ قیچی اش (Schere-Stein-Paper) و پرشش (jump'n sheep) از همه بیشتر خوشم اومد.

 یه قسمت توپ دیگه هم که داره قسمت معرفی link هاست. کلی میتونین با این لینک ها حال کنین  (البته قراره در پست های بعدی خودم لینک های دیگه رو معرفی کنم) : link

 بقیش هم خودتون بگردین و ببینین. کلا خیلی سایت با نمکیه. فقط مشکل زبون نفهم بودن!! (منظورم اینه که زبان این سایت غیر قابل فهم است) اعصاب آدم رو خورد میکنه!

پ.ن. به ذهنم خورده برم فارسی سازیش کنم. یعنی یه سایت باز کنم که کپی همین منتها ترجمه فارسیش باشه. ایده جالبیه. نه؟!

+ نوشته شده در  2007/11/20ساعت 17:40  توسط منیره.م  | 

وقتی اعصابتون خورده میتونین مثل من به جدول یا سودوکو (اطلاعات بیشتر در مورد سودوکو را میتوانید از اینجا ببینید) پناه ببرین. هم برای حافظتون خوبه هم برای سرگرمی و اعصاب داغونتون :

http://www.sudokuoftheday.co.uk/

خوبی این سایت نصبت به سایت های نظیرش اینه که میتونین دائم چک کنین ببینین چی رو درست نوشتین و البته یه مزیت دیگه ای هم که داره اینه که هر عددی که ثابت شد رنگش با بقیه جدول فرق میکنه و زیاد چشماتون درد نمیگیره .

من با ۲۰ بار چک کردن نتیجه ام این شد (یعنی یه خورده گند):

Completed - Congratulations!

monire -> time taken: 00:26:45

+ نوشته شده در  2007/11/18ساعت 20:55  توسط منیره.م  | 

دهاتی یه عکس واسم فرستاده خیلی توپه! خوشم اومد. گفتم بذارم اینجا نکنه شما هم خوشتون بیاد. دستش درد نکنه


همه که نه! اغلب آدمای معروف دنیا در یک عکس :

 http://links.p30download.com/archives/6942.php

چند نکته:

۱. اگه تونستین تعداد آدمهای توی این عکس رو بشمرین!! یه ای ول بهتون میگم.

۲. اگه تونستین یه ایرونی توش پیدا کنین دو تا ای ول بهتون میگم.

۳. اگه تونستین نکته سوم من رو یادم بیارین سه تا ای ول بهتون میگم.

۱۰ دقیقه بعد: ها! خودم یادم اومد. «گوسفند!» (سه تا ای ول به خودم)

۳.  اگه تونستین بشمرین ببینین از خانواده گوسفند و بز چند تا نماینده توی اون عکسه ۳ تا ای ول بهتون میگم

+ نوشته شده در  2007/11/18ساعت 0:23  توسط منیره.م  | 

نه تنها از عکس گرفتن لذت میبرم بلکه از عکس دیدن هم کلی کیفوری میشم : Reza و Mohammad Saleh و Vahid و Alireza و البته Eric و Viewfinder که خارجی هستند! خداییش از دیدن بعضی از عکس ها تا حد مرگ لذت میبرم!!

البته چند وقتی است که حس عکاسی نیست. یا وقتی هم که حسش میاد٬ صحنه اش نیست!! (یکی بگه الان که پاییزه و تو هم عاشق پاییزی! چرا نمیری و شکار لحظه ها نمیکنی؟!)


یکی از دوستان آهنگ های معین رو میخواست٬ اونایی رو که داشتم رو براش آپلود کردم :

معین - آلبوم طلوع

+ نوشته شده در  2007/11/15ساعت 2:2  توسط منیره.م  | 

مقدمه : دست از سر کچلتون بر نمیدارم ! اصرار هم نکنین !!


در راستای ادامه وبگردی ها ( رجوع شود به پست 254 ) و البته سیاست بازی های اطرافیان ( رجوع شود به پست 252 ) این بار یه لینک از یه آدم معروف رو معرفی میکنم . البته خودم هنوز مطمئن نشدم وبلاگ خود «ابراهیم نبوی» هست یا وبلاگ طرفداراش که براش ساختن و مطالبش رو توی اون مینویسن !! ( بچه تر که بودم ابراهیم نبوی رو به خاطر مطالب طنز و البته سیاسی اش دوست میداشتم . بزرگ تر که شدم کلاْ از سیاست زده شدم -باز رجوع شود به پست 252 - و .... )

به هر حال توی وبلاگش بز و بزغاله زیاد داشت و این توجه من رو به خودش جلب کرد :

بزغاله ها(شنبه 19 آبان 1386)

 بزغاله گرایان و گوساله گرایان(دوشنبه 21 آبان 1386)

 طنز گروهی: ببعی می گه بع بع، دنبه داری نه نه...( نبوی و دوستان) (دوشنبه 21 آبان 1386)

+ نوشته شده در  2007/11/14ساعت 0:43  توسط منیره.م  | 

خدا آخر عاقبت مرا به خیر گرداند !

توی این ۲-۳ روز این همه بار آپ کردم و هنوز هم از رو نمیرم !!

بذار !

بذار این یکی رو هم بگم و برم تمرین منطق رو بنویسم :

وقتی وب سایت کامران نجف زاده رو دیدم یه خورده طول کشید تا یادم بیاد "کامران نجف زاده کیه ؟!" آخه خیلی وقته اخبار ندیدم و یادم رفته بود یه وقتایی دایی جان برای نجف زاده و گزارش هاش ذوق میکرد و با ذوقش من هم کیفوری میشدم !!

و البته با یه لینک دیگه وارد مدرسه کوچک ما شدم و الان دارم از فرط حسادت میترکم !! بماند حسادت به کی ؟! و بماند که چرا ؟!

پ.ن. اگه من رو به خوبی شناخته باشید خودتون میدونین به کی و چرا ؟! 

+ نوشته شده در  2007/11/13ساعت 20:3  توسط منیره.م  | 

دلم یه جوری شد ! آدم حض میکنه وقتی این همه صفا و صمیمیت و online بودن رو میبینه ولی .... نه دیگه در این حد !! آدم ترس برش میداره .

فرض کن !

فرض کن یه روز بفهمی "حاج آقا" یه وبلاگ زدن (یه چیزی تو مایه های ب.ج.پ ) !! یا اینکه  مامان جان صبح ها که ما خونه نیستیم وبگردی کنن ! و یه روز تصمیم بگیرن خودشون هم یه وبلاگ بزنن !

فکر کن !

بابا بزرگ یا مامان بزرگم برن پشت کامپیوتر مهدی و Doom3 بازی کنن !! ( خودم هم نمیدونم این بازیه چیه ؟؟؟ )

میرسه چنین روزی ولی فرضش برای حال خیلی وحشتناکه !!

یعنی من یکی که خودم رو میکشم اگه یه روز بفهمم بابام وبلاگ من رو میخونن ! 

 

پ.ن. جواب لطف دوستان توی این چند روز در ادامه مطلب .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/11/13ساعت 18:53  توسط منیره.م  | 

یه ID غریبه pm داد و من هم مثل همیشه فقط گفتم "شما؟" و هر چی ازم پرسد و هر حرفی زد دیگه جوابشو ندادم تا اینکه بهم بگه کیه !! همون اول کار گفت تو جای مامان بزرگمی ! کلی خندم گرفت !! کم کم معلوم شد جدی جدی من جای مامان بزرگشم !!

یه پسر بچه (اول) دبیرستانی که ID ایم رو از توی یکی از گروه های سمپاد پیدا کرده !! یه ریتم ازم میپرسید چه رشته ای میخونی !! وقتی فهمید چه رشته ای میخونم چند تا سوال ریاضی ازم پرسید ! خداییش منگ شدم و توی جواب دادن موندم !! 

۲ به توان رادیکال ۲ چه قدر میشه ؟

نتونستم جواب بدم ! شاید به خاطر سوال آنی ای بود که پرسیده بود !! شایدم چون زیادی آسونه بلد نیستم ! شایدم جدی جدی سخته و هنوز اطلاعات ما به محاسبه این مقدار نمیرسه !!

n صفحه ، فضا را به چند قسمت تقسیم میکند ؟!

گفت این سوالا رو معلمشون داده که حل کنن ! و خودش هم اصرار داشت که معلمشون خیلی خله !! گفت مدرسه شون (َ منظور علامه حلی است ) یه وقتایی تیمارستان بوده و ....

شاید چون از لحاظ سنی بچه بود بهش اعتماد کردم !  فعلا که تنها غریبه add list ام همین عماد احمدی هست ( و البته سعید ولی زاده و چند نفر دیگه که میشناسمشون ولی ندیدمشون نیز ! )

پ.ن. به قول خودش در عرض نیم ساعت کل زندگیش رو بیرون ریختم !


نتیجه گیری اخلاقی : هر وقت با من chat میکنین حواستون باشه که ذره ذره کل زندگیتون رو بیرون نریزم !

نتیجه گیری دوستانه : خواهشا هیچ وقت هوس نکنین که از طریق مسنجر سر کارم بذارین چون به راحتی سر کار میرم ولی اگه بعدش بفهمم کار کی بوده بد جور از دستش دلخور میشم .

نتیجه گیری علمی : جواب اون دو تا سوال رو اگه پیدا کردین به من بگین تا به این دوست جدیدم بگم تا بتونه تحویل معلمشون بده و مثبت بازی در بیاره !!

+ نوشته شده در  2007/11/8ساعت 17:6  توسط منیره.م  | 

"سیاست چیز کثیفی ست"

این رو بارها شنیدم ! یعنی از همون روز اولی که با بچه ها بحث سیاسی میکردیم بالاخره یکی پیدا میشد که این جمله رو بگه ولی کی گوشش بدهکار بود ؟!

سیاسی حرف میزدم و فعالیت سیاسی میکردم ! دبیرستان که بودم بسیجی فعال بودم . البته نه اون بسیجی هایی که .... بسیجی خفنی بودم . همزمان عضو انجمن اسلامی هم بودم . همون موقع ها بود که فهمیدم این دو تا ارگان وقتی به دانشگاه میرسن دو ارگان متفاوت میشن !!

حتی هفته های آخر سال کنکورم رو هم به همین خاطر گند زدم ! فکرش رو بکن ؟! یکی بعد از عید شروع کنه برای کنکور درس خوندن و جمع بندیش بمونه برای دو هفته آخر ! بزنه و اون سال انتخابات بیفته دقیق همون دو هفته !! اونم دو تا انتخابات پشت سر هم !!

یادم نمیره ۲۷ خرداد و ۳ تیر سال ۸۴ دو تا انتخابات ریاست جمهوری بود و ۹ تیر هم کنکور ریاضی !! خاطراتش هنوز توی ذهنم واضحه !! خاطره اون ۳-۴ هفته ای که به بهونه کتابخونه میرفتم نهادهای انتخاباتی و هنوزم که هنوزه کسی نمیدونه چه قدر الکی وقت تلف کردم !!

تابستان سال ۸۴ بود . کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد که من هیچ مخالفتی باهاش نداشتم که هیچ ٬ طرفدارش هم بودم ! توپ و تشر مخالفین شروع شد و اولیش ....

شرمنده ! قرار بود این خاطرات فراموش بشه ! الان هم چیز خاصی ازش نمونده به جز داغی پشت دستم !! توبه کردم از اینکه تو بحثگاه سمپاد و هر جای عمومی دیگه ای بحث سیاسی بکنم !

به نظرم خیلی بی منطقی بود ! هرکی توی بحث کم میورد ( منظور استدلال کم اوردنه نه اشتباه کردن ) یا فحش میداد یا فرد اون طرف بحث رو زیر سوال میبرد . و یک بار این من بودم که زیر هجوم مخالفین خورد شدم ( این رو برای مزاح عرض کردم ! این خبرا هم نبود )

دیگه نظر سیاسی ندادم٬ نه توی وبلاگ ٬ نه توی بحثگاه ٬ نه توی خوابگاه و نه در هیچ جمع دوستانه دیگری . دیگه حتی عضو هیچ ارگان سیاسی هم نشدم ( بر خلاف اصرار بابام برای عضویت در بسیج )ولی اغلب پیگیر خبرها و مطالب دوستان بودم . مثلا همیشه مطلب های وبسایت آقای نقاش زاده و لینک هایی که میفرستادند رو تا ته میخوندم .

چند وقتی است توبه شکستم !!

وقتی اون مطلب امیر.آ رو خوندم و یا اون یکی مطلبش رو دیدم . حجت.د و احمد.س که همیشه از دست مسئولین دلخورن و یا گفتگو های معمولی و وبلاگی ام با مهدی.د که همیشه به سیاست کشیده میشه و یا متلک های آبدار آقای ! یا حتی این چند وقت که مجتبی.ق هم سیاسی حرف میزنه و این اواخر هم کل کل مداومم با انتظامات دانشگاه و یا عصبانیتم به خاطر سیاست های جدید رئیس دانشگاه !! همه و همه باعث شدن دوباره برم تو نخ این مبحث کثیف .

دو روزه اومدم خونه و همش پشت کامپیوتر نشستم !! برای مامان سوال شده که چی کار دارم میکنم ؟!

راستی ما داریم به کجا میریم ؟!

کشورمون ایران در چه حاله ؟!

چرا همه اون شعر حمید مصدق رو یادمون رفته ؟!

من اگر برخیزم .

تو اگر برخیزی .

همه برمی خیزند !

من اگر بنشینم .

تو اگر بنشینی .

چه کسی برخیزد ؟!

پ.ن. برای جواب سوال مامانم باید بگم به این لینک ها سر بزنین :

 http://www.sadeq.ir/spip/

به خصوص :

 http://zanestan.org/weblog/07,11,01,05,33,17/

و ۲-۳ تا آهنگ :

آهنگ رو دانلود کنید

اولين سرود جنبش فمينيستي زنان

دومين سرود جنبش فمينيستي زنان

+ نوشته شده در  2007/11/7ساعت 18:26  توسط منیره.م  | 

چند تا مطلب قشنگ توی این چند روز خوندم . دوست داشتم شما هم یه نگاهی بهش بندازین :

۱. حس مالکیت نوشته "امیر آبیار" . با این مطلب حس نزدیکی خاصی داشتم !! یه جورایی احساس کردم حسم نسبت به یه نفر خاص رو توی این نوشته خیلی خوب بیان کرده ! البته امیدوارم از این حرفم برداشت بد نکرده باشین (بیشتر نمیتونم توضیح بدم )

۲.  من کيستم  نوشته "بلقیس سلیمانی" . اولش میخواستم یه کم توی ترتیب جملات تغییر ایجاد کنم - چون به نظرم اگه مرتب تر مینوشت زیبا تر بود - ولی بعد پشیمون شدم و گفتم رسم الخط نویسنده رو رعایت کنم محترمانه تره

هر دو مطلب رو میتونین توی ادامه مطلبم ببینین !!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/10/28ساعت 12:13  توسط منیره.م  | 

suse-linux درگیری ذهنی ای عجیبیه ها !! هویج بستنی و لینوکس !! به این میگن تاثیر ناخواسته یه دوست روی تو !!

هی پشت سر هم پیش میاد : وقتی مقاله yazd LUG  رو خوندم زیاد بهش توجه نکردم !!

درسته که وقتی سوم دبیرستان بودم تحقیق درس کامپیوترم در مورد لینوکس ( red hat ) بود ولی چون خیلی تحقیقمون علمی بود (!!) چیزی ازش سر در نیوردیم ! فقط از روی یه کتاب رو نویسی کردیم ! تنها یادگاری ای که از اون تحقیق واسم مونده یه کتاب و یه CD آموزش لینوکسه که هیچ وقت درست حسابی وقت خوندنش رو نکردم . شاید چون واقعا از این سیستم عامل سر درنمیارم !!

توی این ۲-۳ سال هم ۳-۴ باری سعی کردم باهاش کار کنم . با خودم گفتم لینوکس رو هم میشه مثل ویندوز با کار کردن یاد گرفت . ولی دیدم فایده نداره !! اون وقت بچه بودم و کنجکاو ! از کامپیوتر چیزی سرم نمیشد و به راحتی همه چیز توی حافظم میموند !! بارها هم کامپیوتر خونمون رو زدم داغون کردم !! ولی الان !! نه حس و حالی مونده نه .... تازه ته فکرم هم همش محیط کار لینوکس رو با ویندوز مقایسه میکنم و زود اعصابم خورد میشه !! 

 چند روز بعد توي خوابگاه با شوق و ذوق يه سيستم خالي پيدا کردم و .... اولش که ديدم سيستم عاملش لينوکسه خوشحال شدم !! ( آخه يافتن کامپيوتري که سيستم عاملش لينوکس باشه به ندرت اتفاق مي افته ) ولي بعد وقتي ديدم هيچي حاليم نيست و کارم انجام نشد حرصم در اومد !

و باز اصرار تـــــــــو !! و ساختن لوگو : yazd LUG

و باز در و دیوار دانشگاه که پر بود از اطلاعیه های هسته لینوکس :

جلسه معارفه و آشنایی با فعالیت های

هسته لینوکس

زمان : سه شنبه ۱/۸ ٬ ساعت ۱۲:۳۰ - ۱۳:۳۰

مکان : سالن اجتماعات دانشکده برق و کامپیوتر

 این بار مشتاق تر از قبلم ! گذاشتم روی یادآور موبایلم تا یادم باشه لااقل توی این جلسه شرکت کنم !! ضرر که نداره ؟!

راستی شبی هم اومدم با کامپیوتری که لینوکس روش نصب بود یه خورده کار کردم !! کمتر از دفعه قبل اعصابم خورد شد . توی فکر یه لوگو برای yazd LUG هم هستم

پ.ن. مدتی است از مسئولیت سایت خوابگاه استفا دادم !! مسئول جدید سایت از اون افرادی است که نمیدونه چه جوری کامپیوتر رو به اینترنت وصل میکنند !! بهم گفت قراره سیستمی که روش لینوکس نصبه رو بفرستند مرکز تا به کل عوضش کنن !! شاید مجبور بشم برم مخ زنی که لااقل این یکی سیستم رو توی خوابگاه نگه داریم !

+ نوشته شده در  2007/10/22ساعت 1:2  توسط منیره.م  | 

سال سوم دبیرستان که بودم علاقه زیادی به خوندن کتاب های تاریخی داشتم ٬ کتاب تاریخ رو برای خوندن دوست داشتم نه برای امتحان دادن !!

اون وقتها چون زیاد کتاب خانه مدرسه میرفتم با مسئولش رفیق شده بودم و بهم اجازه میداد خودم توی قفسه ها بلولم و کتابهایی رو که میخوام انتخاب کنم . کافی بود کارتم رو به همراه کارت کتاب بذارم روی میز تا .... کتاب "همسران شاه" رو نیمه کاره خونده بودم ولی چون میدونستم دیگه وقتی ندارم کامل بخونم سر موعد رفتم پس دادم . مسئول کتاب خونه یه نگاه هم انداخت و .... گفت این کتاب جزو کتاب های ممنوعه کتابخونه هست و نباید به دانش آموزا قرضش بدیم !!

فرح پهلوی.

کتاب همسران شاه رو اون سال نیمه کاره خوندم و دیگه هم قسمت نشد که به طور کامل بخونمش . زندگی فوزیه فواد ( همسر اول شاه ) و ثزیا اسفندیاری ( ملکه غمگین ایران - همسر دوم شاه ) رو تا حدودی خونده بودم و مونده بود زندگی فرح دیبا  ( همسر سوم شاه ) .

 

میدونستم خاله ام کتاب"دخترم فرح" ( به قلم مادر فرح - فریده دیبا ) رو داره و بارها ازشون خواستم که اون رو بدن بهم تا بخونم . بعد یه سال تلاش پی در پی بالاخره یک هفته پیش کتاب مذکور همراه با کتاب "خاطرات من و فرح پهلوی" ( به قلم اسکندر دلدم ) رو قرض گرفتم . البته طبق صحبت های خاله فهمیدم نثر و بیان کتاب "دخترم فرح" جذاب تره و به همین خاطر با خوندن همین کتاب شروع کردم . ( عکس های رنگیوسط کتاب به جذابیتش اضافه میکرد )

دنبال بهانه ای بودم که در مورد این کتاب و به خصوص قضاوت های مادرانه بانو "فریده دیبا" بنویسم ولی مناسبتی نیافتم . قرار شد تا زاد روز "رضا پهلوی" ( پسر ارشد شاه که قرار بود روزی شاه شود ) و یا زاد روز خود "شاه"  ( اولی ۹ آبان و دومی ۳ آبان ) صبر کنم . حداقل تا اون روز میتونستم هر دو کتاب رو کامل بخونم و حتی المقدور چند تا کتاب دیگه هم در مورد ....

در مورد فرح میخواستم بنویسم نه در مورد شاه !! امروز اتفاقی  وارد یه وبلاگ شدم و توی یوند های روزانه اش یه لینک دیدم : "فرح پهلوی مرد" تعجب بر انگیز بود و ....

تاریخش بر میگشت به ۱۵ مهر یعنی همین چند روز پیش . تا اونجایی که یادمه فرح زنده بود !! یعنی واقعا امکان داره طی همین یک هفته اخیر فرح دار فانی رو وداع گفته باشه ؟!

+ نوشته شده در  2007/10/11ساعت 14:55  توسط منیره.م  | 

باز گزارش درس سه شنبه ۳/۷/۸۶ درس منطق رو نوشتم . اگه دوست داشتین بخونین ميتونين ادامه مطلب رو ببینین


راستي امروز توي يکي از search ها يه power point در مورد پارادوکس ها پيدا کردم . البته يارويي که اين power point رو درست کرده خيلي ناشي بوده . آخه با PPT ذخيره کرده و backe ground ها يا Font و حروف چيني خيلي مشکل دارند : پارادوکس حجم ( 503 K )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/9/28ساعت 15:31  توسط منیره.م  | 

تبریک          تبریک

 

خواهر جان ما هم وبلاگ دار شد .

.

همون آبجی کوچیکه که از بچگی اغلب با هم بودیم حتی توی مدرسه .

همونی که کل فامیل من و او رو اشتباه صدا میزنن .

همون که حتی لباساش هم مثل لباسای منه .

همون که بعضی ها فکر میکردند دوقلوی منه .

 

.

همون که ایمانش از من قوی تره و کلی حسرتم میشه .

همون که کلی دوسش دارم و خیلی غصه اش رو میخورم .

همون که اسمش محبوبه است و یه آبجی گله .

.

اینم آدرس وبلاگش 

+ نوشته شده در  2007/9/24ساعت 11:50  توسط منیره.م  | 

خوب !! در وبلاگ رو تخته کردم ولی مهم اینه که هنوز میشه از BCR برای خوندن نظرات کمک گرفت !! پس نیاز نیست خودت رو اذیت کنی . حرف دلت رو توی نظرات همین پست . یعنی پست ۲۲۲ بزن !! اگه خیلی دوستت دارن میان و از این طریق مطلبت رو میخونن

+ نوشته شده در  2007/9/15ساعت 17:21  توسط منیره.م  | 

در حاشيه بركناري فرزاد حسني از كوله پشتي

 و یه فیلتر شکن ( برای دانلود روی عکس زیر کلیک کنید . حجم ۱۱۴ kb )

AF

+ نوشته شده در  2007/8/12ساعت 10:59  توسط منیره.م  | 

مطالب ارسال شده در این چند روز من ( الان یکشنبه ۱۴/۵/۸۶ ساعت ۲۳ شبه )

( وقت وبلاگ نویسی نداشتم . مینی وبلاگ آپ میکردم )

 
 
چند تا كار : 1. ديروز طرح يه كشتي رو كشيدم ( گفتم طرح كشيدم . نه از اون نوع طرح ها ! منظورم نقاشي بود ) امروز ميخوام رنگش كنم .2. امروز آقاي همدانيان ميان اينترنت رو وصل كنن . من هم حتما بايد باشم .
 
 
 
 
يه اتفاق جالب : از فرشته پرسيدم اسم كوچتون چيه ؟ مثل اينكه بد شنيد . گفت : فرشته !! من هم خنديدم و روم نميشد بگم ... ولي اون همچنان حرفش رو ادامه داد و براش سوال بود كه چرا اسم كوچيكش رو بلد نيستم !!؟
 
 
 
 
امروز 3-4 تا از پسر سمپادیا اومدند دفتر مشاوره . دم آخری آقای اعلم کلی از من تشکر کردند . میدونین واسه چی ؟؟ واسه اینکه اون چند نفر رو تحویل گرفتم و از جار و جنجال بیش از حدشون جلوگیری کردم.
 
 
 
 
تا حالا گزارش تخلف يه وبلاگ رو به بلاگفا دادين ؟ يكي بهم گفت كه نزديك بود چند روز پيش همين بلا رو سرم بياره ( يه جورايي از بي اعتمادي ) و من امروز با دليل اين كار رو براي يه وبلاگ ديگه انجام دادم.
 
 
 
 
يه نگاه كلي به عكساي مهسا انداختم.اگه بگم بهش عكسايي كه عكاسش يكي ديگه بوده قشنگ تره مطمپنا بدش مياد ;-) (شوخي كردم.فقط خيلي از عكسا تكراري بود.مثلا چيزي حدود 5 رديف از اون همه عكس فقط عكس خواب بود)
 
 
 
 
تا اينجا كه خوب پيش رفته ( تقريبا عالي) ميمونه قضيه انجمن نخبگان و بيمه ملت و پيشگامان ( اين كلمه ها رمزي بودند ) راستي يادم باشه به مهسا و آقاي دانشجو بگم كه 700 هزار تومان تبليغ مجله رو ....
 
 
 
 
مشاوره !! هر جا ميرم اسمش توي گوشم ميپيچه ....
 
 
 

 





 
 
نرفتم پيش دوستان ولي موبايلم هم از دستم پايين نيومد ( از بس تلفن كردند و بهم كار فرموندن) فعلا فقط بايد 2-3 تا فرم آماده كنم ( امشب راحت ميخوابم . چون مشغوليت فكري ندارم ) :-)
 
 
 
 
ديروز ظهر پيشنهاد بازار يابي يك شركت بهم داده شد (استخدامي)قرار بود صداش در نياد . منم كه كم دهن لق نيستم.همون جا تموم بچه هاي دانشگاه فهميدند و امروز هم مامان بابام(ولي خدا رو شكر كسي جدي نگرفت ;-) )
 
 
 
 
حجامت . طب سوزني ! تا حالا امتحانش كردي ؟؟ طب سوزني رو براي بي خوابي هام انجام دادم و حجامت رو براي .... امروز صبح زود كلي ضعف كردم و تا 2-3 ساعت دستام بي حس بود ( كم خوني )
 
 
 
 
واي ! هر بار ياد شبكه و گير اوردن پرينتر و كامپيوتر ميوفتم خندم ميگيره : فرض كنينحال يه آدم گردن كلف رو بگيري . بعد از فرداش شما رو از همه بيشتر تحويل بگيره و بره براتون پرينتر بخره ( به جاي قرض )
 
 
 
 
يه خورده با يكي تريپ نصيحت اومدم ( خودم حالم خورد كه حرفهاي گنده گنده زدم )
 
 
 
 
وبگردي :D (چه حال ميده ها . اين همه آدم رو دودر كني و بشيني علاف بازي در اوردن .... تازه ميفهمم چه قدر تنبلي خشه !! و اينكه تنبلهاي جامعه مون زيادن براي چي هست )
 
 
 
 
روزهاي پر كاري بود و هست ( اصلا وقت نت ندارم با اين حال روزي يه بار رو به وي ويو سر ميزنم 9 امروز استثنا از زير كار در رفتم ( خداييش خسته شده بودم ) تمام بعد از ظهر را خوابيدم (جبران 5-6 روز بي خوابي)
 
 
 
 
شروع روز با .... كسي كه به بي خوابي مبتلاست شروع روزش چه زمانيست ؟!! روز پركاري بود ولي يه خورده راحت بود و خستگي آن همراه لذت بود ( آخه حدود 100 هزار هم در عرض نيم ساعت گيرمون اومد )
 
 
 
 
دارم از خواب ميميرم . 4 روزه كه روزي 3 الي 5 ساعت خوابيدم و بقيه روز رو يا روي پا ايستاده بودم يا راه ميرفتم يا فك ميزدم و ... منتي نيست. دوست دارم . ولي كاش يكي پا برهنه نميدويد وسط باغچه خوشكلمان !!
 
 
 
 
فردا كه جمعه باشه بچه هاي سمپاد ميرن برف خونه . بچه هاي نمونه هم ميرن ييلاق . ميمونه كار بچه هاي مديد . روز اول و حجم بالاي فعاليت ....
 
 
میتونین گزارش جمعه به قبل من رو از وی ویو ببینید : monirgoogooli
+ نوشته شده در  2007/8/5ساعت 23:31  توسط منیره.م  | 

چند روزه که هی میخوام آپلود کنم ولی نمیشه . می خواستم چند تا لینک معرفی کنم ولی ....

۱. گفتم اول یه نرم افزار معرفی کنم بهتر است : BCR یا به عبارتی Blogfa Comment Reader ( اگه اشتباه نکنم ) سازندش آقا سعید خودمونه ( سعید ولی زاده دانشجوی رشته کامپیوتر ) آشنائیتم با ایشون خود کلی داستان داره  ولی با این نرم افزار ایشون کلی حال میکنم . به خصوص وقتایی که بلاگفا قاط میزنه و نمیشه مطالب و یا نظرات را خوند (  حجمش همش ۲۰ کیلو بایته )

۲. این بار هم یه نرم افزار رو میخوام معرفی کنم که دانلودیه !! google desktop که البته IP ایش واسه ایرون بسته شده  و بنابراین نمیتونین دانلودش کنین

Google Desktop is not currently available in your country

ولی اگه خواستین من نرم افزارش رو دارم .... در مورد کاربردش هم همن قدر میگم که این نرم افزار این توانایی رو به جستجوگر google میده که کلمه مورد نظر رو توی فایل های روی هارد کامپیوترتون هم serch کنه !! ( خودم هم نفهمیدم چی گفتم . بذارین به زبون خودمونی بگم : ) مثلا وقتی توی google کلمه ای رو serch میکنید به غیر از سایت های مختلف اون کلمه توی فایل های ورد و یا سایر فایل هایی که روی هاردتون ذخیره شده هم جستجو میشه !! ( امیدوارم این دفعه بهتر بیان کرده باشم )

۳. یکی از دوستان یه سایت بامزه معرفی کردند که در عرض ۲-۳ روز گذشته بد جور بهش معتاد شدم . وی ویو  !! میگن نسخه فارسی Twitter هست . حالا Twitter چیه ٬ من نمیدونم ؟؟ در مورد کاراییش هم همین قدر میدونم که یه نوع mini weblog هست و به راحتی میشه در هرجایی آپلودش کرد . کافیه که شماره موبایلت رو اونجا ثبت کنی .... یه جورایی هر جا که هستید میگید "مشغول به چه کاری هستید ؟؟"


و چند خبر :

۱. شنیده شده سايت پرشین بلاگ توسط يه گروه هكر عرب هك شده  و باز شنيدم يه سري برو بچه هاي باحال ايراني هم دخل و پدر اونا رو آوردن به قول یکی خاك بر سر اين عرباي ملخ خور بكنن كه هر كاريشون كنن بازم آدم نميشن !! خوب خدا میدونه قضیش چیه ولی وبلاگ دوستانی که پشتیبانشون پرشین بلاگ بوده هیچ کدوم باز نمیشه !!

۲. وبلاگ دیر نو دوباره آغاز به کار کرد ( اولین وبلاگ گروهی بچه های سمپاد یزد که اعضاش همه امسال کنکوری بودند ) 

۳. و از همه مهمتر : لوتوس به بازار اومد  و سفر سید محمد خاتمی به استان یزد !!

الف . لوتوس که گفتم فکر نکنین چیز خاصیه و یا خوردنیه !! پوشیدنی هم نیست .... بابا ! اسم وبلاگ گروهی "ما چند نفره" ! البته فعلا در وضعیت testing قرارا داره تا ببینیم مهندسین چه بلایی قراره سرش بیارند !  کلی نظر در موردش دارم ولی نمیدونم کجا باید بگم . آخه خود سایت در نبود آقای نقاش زاده به قدری شیر تو شیر شده که خودمون هم نمیفهمیم چی به چیه !! و اینجا رو هم که همه کس نمیخونن !! یه ایده هایی تو سرمه وقتی پیادش کردم میگم ....

ب . " سید محمدخاتمی رئیس جمهوری سابق کشورمان، قرار است به مناسبت میلاد امام علی(ع) طی سفری چند روزه به استان یزد، علاوه بر دیدار با نخبگان، احزاب سیاسی و آحاد مردم این استان، در"مسجد حظیره" شهر یزد نیز سخنرانی کند "

زمان چهارشنبه ۳/۵/۸۶ بعد از نماز مغرب و عشا . مکان مسجد حظیره ( روضه محمدیه )


پ.ن. میگن بهترین خبرها رو بذار دقیقه ۹۰ تا هیجانش بیشتر بشه به همین خاطر دو تا خبر آخر رو ترکیب کردم

و یه چیز دیگه : یه back ground خوشکل !! برای کسایی که خیلی به لینوکس مشتاقند : اگه به این سیستم عامل کم توجهی کنید معتاد میشه و آخر عاقبتش اینه !!  خودتون ببینین تا بفهمین منظورم چیه !!؟

+ نوشته شده در  2007/7/22ساعت 21:33  توسط منیره.م  | 

سلام به روی ماه همگی !! نمیدونم چرا این دفعه بد جور رفتم تو نخ بچه های سمپاد !! خداییش عالمی دارند واسه خودشونا ! خوشی هاشون هم مثل خوداشون عجیب غریبه ... حکایت وبلاگ گروهی شوری توشون انداخته که خودشون هم نمیفهمن چه قدر توی روحیه اشون تاثیر داشته !! منکر این مسئله نمیشم که بیشتر از همه خود من ذوق زده شدم .

یه نگاهی به وبلاگ تازه تاسیس آقای سمیعی بندازین۱ . فکر کنم بعد از من ایشون باشند که از بقیه مشتاق تر باشند . یا حتی مهسا که معلومه تو فکر مطلب جدیده۲ و میخواد همه نوع سبکی رو امتحان کنه  . حتی آقای نقاش زاده که جدیدا با نظر دادن مشکلی ندارند۳  و البته سایتشون هم فعال تر از قبل شده . حتی احساس میکنم تا حدی روی روحیه خانم درگاهی۴ هم تاثیر گذاشته . خود من هم که هیچی !! اگه تا دو روز پیش روزی یه بار وبلاگ دوستان رو چک میکردم ٬ از دو روز پیش روزی ۲-۳ بار وبلاگ بقیه رو چک میکنم ( البته به دلایلی ) 

فکر میکنم فقط دو تا آقا دکتر ها ( آقای دکتر امیرحیدری و دکتر مدرسی ) باشن که یه کم جلوی ذوق زدگی خودشون رو گرفتن۵ . ولی مطمئنا میترکونیم ( اگه ترکیده نشیم )  اثرات وبلاگ گروهی زدن از دایره این ۷ نفر پا فراتر گذاشته و  .... مثلا شنیدم آقای دانشجو۶ هم یه وبلاگ زدند . معلوم نیست اگه این وبلاگ زده بشه دو روز بعدش سمپاد چه قدر کن فیکون بشه !!

پ.ن.

۱. در وصف شور ایشون همین قدر بس که خودشون بیان کردند : " تو پست قبل گفته بودم چون تستيه كسي نظر نده كه البته هم وبلاگيهاي آينده حسابي گوش كردند! پس اينجا مي گم كه كامنت بگذاريد و مطئنم اين دفعه هيچ كدوم نميگذارند! "

۲. به غیر از دو تا مطلب پشت سر همش توی وبلاگش نظراتی که توی وبلاگ بقیه میده هم نشون میده جدی جدی تو فکر ارتقای اطلاعات وبلاگیشه !!

۳. قبلا خیلی کم این عمل رو انجام میدادند . مثلا به ندرت پیش می اومد که توی وبلاگ های چون مرقومه و وبلاگ آقای دکتر و آقای م.اعلم و یه چند تا وبلاگ آشنای دیگه نظر بدهند ( وبلاگ هایی که خودم سر میزدم و میزنم به ندرت پیدا میشد که ببینم نظری به اسم ایشون ثبت شده . مگر موارد خاص ) ولی توی این چند روز خیلی از وبلاگ ها نظر با اسم ایشون وجود داره !!

۴. پیش اومده بود که گاه گاهی به سایتشون سر بزنم ولی چون از نزدیک آشنائیت نداشتیم زیاد به حالات روحیشون دقت نکردم که بخوام الان را با قبل مقایسه کنم ....

۵. دو حالت وجو داره یا پایه ای تر از این حرفا به این قضیه نگاه میکنن ٬ شاید هم اصلا نگاه نمیکنن ... البته جدیدا آقای دکتر مدرسی یه خورده روحیه لطیف پیدا کردند

۶. آدرس وبلاگ ایشون رو ندارم . هر وقت آدرس وبلاگشون رو یافتم یه تبلیغ کوچولو اینجا میزنم !!


اینم تبلیغ : ( البته به خاطر قاط زدن بلاگفا خودم هنوز وبلاگشون رو ندیدم  )

وبلاگ آقای دانشجو

+ نوشته شده در  2007/7/13ساعت 12:14  توسط منیره.م  | 

از ظهر تا حالا کلی چیز جدید در مورد کامپیوتر و نت و بعضی نرم افزار ها یاد گرفتم . نصفیش مدیون آقای خاموش هستم و بقیه اش هم مدیون آموزش دانشگاه .

اولی به این خاطر که زیادی بهم لطف داشت و به خاطر دو سه تا سوالی که ازش کردم رفت و نرم افزارهایی رو که میخواستم برای خودش دانلود کرد و پشت نت یادم داد چه طوری باهاش کار کنم .

دومی هم به خاطر اینکه برای یک امتحان عمومی یک هفته خالی گذاشت - خیلی ها در جریان بودند - و این باعث و بانی بلای جونم شد .

شرح ما وقع : (من sms های این هفته ام رو براتون میخونم )

*. "تکلیف maple رو چی کار کردی؟ اگه گیر اوردی یا نوشتی یه کپی ازش بگیر و برای ما هم بیار . کلی امتحان دارم برام دعا کن"

ج. "قراره * اسم یکی از دختر اصفهانی ها * فردا CD تکلیفشو برام بیاره . ببینم چی میشه "

۱. "منیر دست گلت درد نکنه . باید تکلیف C تحویل بدیم . از یکی از بچه ها گرفتم .شنیدم تا آخر هفته وقتت آزادتره میتونی برام تایپش کنی؟"

ج. " باشه عزیزم . ببینم چی میشه منتها ایرور گیریش رو خودت بکنیا "

۲. " خانمی . یه لطف میکنی ؟ پروژه ام تا آخر هفته باید تحویل بدم . بچه ها بهم گفتند تو کار تایپی هم انجام میدی . میتونی مال منو هم قبول کنی؟ "

ج. " بستگی داره چه قدر باشه و ببینم کار دیگه ای پیش نمیاد یا نه . باشه تمام سعیمو میکنم "

۳. " منیر میخوام روی گوشی موبایلم دیکشنری نصب کنم ولی نمیتونم . پاشو بیا سایت ببین چی کارش میتونی بکنی "

ج. بی جواب .

۴. الان کجایی ؟ یه فایلی رو میخواستم برای دوستم بفرستم ولی نمیتونم atache اش کنم. "

ج . "باید ببینم مشکلش از چیه . بلند شو بیا سایت خوابگاه "

۵. " منیره اگه میتونی power point منو تموم کن . CD و جزوه اش رو گذاشتم کنار سیستم شماره ۶"

ج. "الان نمیتونم . دیگه باشه برا بعد از امتحان آخر هفته ام."

۶. " *یکی از دخترا* رو میشناسین ؟ جزوه اش رو میخواستم .... "

ج. یادم نبود جای این sms اینجا نیست ( ولی طرف خیلی بی ادب بود . بعد از یه عمر بهم sms زد . اونم بدون سلام و احوال پرسی)

۷. " فصل امتحاناست . بچه ها خیلی هاشون کار پرینتی دارند . اگه میتونی این پرینتر سایت رو هم راه بنداز . خیلی ممنون میشیم "

ج . "باشه . آخر وقت میمونم در ضمن بقیه کارام این کار رو هم می کنم "

البته همش sms نبود . بعضی هاش رو در رو و یا تلفنی بود .... و البته چند مورد جزئی دیگر که جواب منفی دادم به بقیشون ( هنر کردم . نه؟ به غیر از مورد * بقیه اش رو خیلی راحت میتونستم بگم نه !! ولی نگفتم ) برم بخوابم . ساعت ۳ نیمه شبه !!

+ نوشته شده در  2007/6/13ساعت 2:50  توسط منیره.م  | 

یه مطلب در مورد لغو امتیاز توتن و تنباکو توی یکی از ویژه نامه های جام جم خونده بودم و میخواستم اونو به عنوان تحقیق درس انقلاب ببرم . رفتم قسمت مجلات جاری کتابخونه مرکزی و از مسئول اونجا خواستم روزنامه جام جم دو هفته اخیر رو بیاره واسم ....

یادم رفت دنبال چی بودم . ویژه نامه های کلیک رو جدا کردم و شروع کردم ه خوندن .... به یه مطلب برخوردم که در مورد اکسپلورر ۷ بود . یادم اومد توی دانشکده این مرور گر روی خیلی از کامپیوترها نصبه و اتفاقا من خیلی ازش خوشم اومده بود . به خصوص از قابلیت باز شدن چندین تب توی یک صفحه این جوری راحت تر توی دانشکده میتونستم chat کنم بدون اینکه کسی متوجه بشه . ولی اغلب اطرافیانم زیاد از این خاصیت خوششون نیومد ( آخه همه که مثل من دهها صفحه باز نمیکنند )

مرورگر اینترنت اکسپلورر 7 که آخرین نسخه از این مرورگر تولید مایکروسافت است که در ویندوز ویستا گنجانده شده است و برای کاربران دیگر ویندوزها نیز قابل دانلود است. در این نسخه از اینترنت اکسپلورر، تغییر و تحولات بسیار چشمگیری مشاهده می شود که علاوه بر تفاوت های امنیتی با نسخه های قبل دارای تفاوت های ظاهری بسیاری است که در نگاه اول میتوان آن را از اکسپلوررهای نسخه های پیشین متمایز ساخت.

برخی از امکانات این نسخه عبارت است از:

Eمحیط کاربری ساده با بیشترین ظرفیت نمایش صفحات وب به دلیل کاهش فضای نوار ابزار

Eاستفاده از تب ها بجای پنجره های مجزا که به شما امکان حرکت بسیار آسان بین تب ها را میدهد.

E اضافه شدن جست و جو در وب به عنوان ابزاری استاندارد در نوار ابزار و جست و جو در موتورهای جست و جوی برتر دنیا هم چون گوگل.

Eو اما موثرترین و بهترین تغییر در این نسخه، افزوده شدن قابلیت تب براوزینگ است که با استفاده از آن، به راحتی می توانید چندین صفحه وب را در یک پنجره مشاهده کنید.

برای ایجاد تب جدید در این نسخه، می توانید از کلیدهای CTRL+T استفاده کنید و یا روی تب موجود درسمت راست آخرین تب فعال، کلیک کنید.

یکی از نوار ابزارهای موجود این نسخه، نوار ابزار استاندارد آن است که در آن گزینه هایی هم چونadd to favorites و favorites center مشاهده می شودو با استفاده از گزینه اول، می توانید به بخش هایی هم چون مدیریت و مشاهده RSS ها و مشاهده تاریخچه صفحات بازدید شده دسترسی داشته باشید و با استفاده از گزینه دوم نیز همانند نسخه های پیشین می توانید آدرس صفحه فعال را در لیست صفحات مورد علاقه خود ثبت کنید.

قابلیت و امکانات دیگری نیز در این نسخه گنجانده شده که با کمی جست و جو در بین ابزارها و کلید های آن به همگی آنها پی خواهید برد.

با یه سرچ کوچولو توی گوگل میتونین اطلاعات دیگری نیز در مورد این نسخه اکسپلورر پیدا کنید : مروزی بر اینترنت اکسپلورر 7 نسخه ی بتا 2


دیدین یه کم محیط meebo عوض شده ؟!! نمیدونم والا ولی بامزه تر شده . به خصوص قابلیت chat room و یا حتی آرشیو chat ای (البته این مورد آخر رو قبلا هم داشت)
+ نوشته شده در  2007/5/15ساعت 15:40  توسط منیره.م  | 

الان سر کلاس آز ریاضی هستم .... نمیدونم چرا امروز کلاس این قدر شیر تو شیر شده . اصلا نمیدونم استاد چی کار داره میکنه . احتمالا داره دوره میکنه . چون دو جلسه بعد امتحان داریم .... یهو یاد حرف هم اتاقیم افتادم ....

حسین ( نامزد هم اتاقیم ) یه روز از اکرم۱ ( هم اتاقیم ) خواسته بود که بگرده و ببینه مثلث در ادیان مختلف چه معنایی داره ؟!! او هم هر چی گشته پیدا نکرده ( من هم خیلی گشتم و تنها چیزهایی که پیدا کردم نوشته ویکی پدیا در مورد ستاره داوود بود ) گفته های حسین رو از نزدیک نشنیدم ولی خیلی خوب توصیف میکرد . " آمیزش نهایت و بی نهایت، جهان دیدنی و جهان نادیدنی" ٬ " راهی به سوی فنای فی الله " . پرسید : " تو وقتی توی نماز داری حمد و سوره ( قرائت )رو میخونی به چی نگاه میکنی؟ " . " بستن چشم ها مکروهه ؟!! شنیدی که مستحبه به مهر نگاه کنن ؟!! " . " زمین ٬ بدن ما و راستای دید ما یه مثلث میسازه در مسیر قبله " . اکرم میگفت " حسین خیلی از استدلال ها رو خودش واسه خودش میکرده " : " موقع قنوت به کف دست نگاه میکنیم و باز هم بدن ودست ها و راستای دید مثلث میسازه . موقع رکوع دستها روی زانو گذاشته میشه و موقع سجده خود بدن یه مثلث میشه " ....

من از شخصیت حسین خیلی خوشم اومد ٬ از اکرم هم . حیف که روزگار بین این دو فاصله انداخت ...

پ.ن.

۱خیلی وقت نیست که هم اتاقی ما شده . هیچ وقت توی اتاق نبود و این بار دفعه اولی بود که یک روز کامل توی اتاق بند شد و از خوش شانسی من کسی توی اتاق نبود و سر صحبت باز شد ....

+ نوشته شده در  2007/5/14ساعت 17:35  توسط منیره.م  | 

چند روز پیش تر مقاله ای در مورد یک سایت Invisible یاب توی ویژه نامه کلیک روزنامه جام جم خوندم ....

ياهو مسنجر داراي سرويسي به نام Invisible است كه توسط آن كاربران مي توانند بصورت مخفي با آيدي خود آنلاين شوند . با راه اندازي سايتي بنام www.xeeber.com بسياري از كاربران ياهو را غافلگير كرد . با اين سايت كاربراني كه بصورت مخفي در ياهو مسنجر مي آيند براحتي شناسايي مي شوند . البته چند نرم افزار ديگر هم اين كار را انجام مي دادند مانند Buddy Spy كه كارآيي خود را از دست دادند ولي سايت www.xeeber.com با تغيير رويه ياهو مسنجر و پيش بيني مديران اين سايت توانستند مشكل را حل نمايند و راهكارهاي امنيتي ياهو را در هم شكسته و راه جديدي براي تشخيص Invisible پيدا كنند . همه فكر ميكردند اين سايت روسي ، آمريكايي و يا آلماني است ولي با كمال تعجب يك سايت كاملا ايراني بوده و هست . شايان ذكر است هم اكنون www.xeeber.com تنها سايتي است كه قادر به شناسايي افراد مخفي در ياهو مسنجر است و تمامي نرم افزارهاي مشابه از قبيل Buddy Spy غير فعال شده اند . به اميد موفقيت بيشتر براي اين وب سايت و سايتهاي ايراني ديگر و به اميد آن كه ياهو نتواند به اين زودي ها از ارائه سرويس توسط اين وب جلوگيري كند .

ضمناْ باید بگم برنامه نویسی این سایت توسط آقای علیرضا صالحی انجام و امنیت این وب سایت توسط بهروز کمالیان صورت گرفته است

وقتی فهمیدم این سایت یه سایت ایرونی هست بیستر مشتاق شدم و چون همیشه علاقه داشتم بفهمم کیا توی add list ام Invisible هستند رفتم و یه سر بهش زدم .... و حتی چندین بار هم از اون استفاده کردم و به خوبی تونستم مچ دوستانم رو بگیرم ( جالبی این سایت اینجاست که دیگه مثل نرم افزار های قبلی نیاز به وارد کردن یه ID نیست )

xeeber

امروز بیشتر رفتم تو نخش و خواستم اطلاعات بیشتری در موردش پیدا کنم . با یه serch کوچولو توی گوگل به مطالب دیگری در رابطه با این سایت بر خوردم ....

حقايقي در مورد xeeber دات كام .
xeeber
يك وب سايت براي شناسايي افراد آنلاين در ياهو مسنجر است جدا از مشكلات اخلاقي و تجاوز به حريم خصوصي ايا اين حقايق را در مورد xeeber مي دانستيد ؟

اين سايت بيش از يك سال قبل فعاليت خود را شروع كرد و كاملا بصورت ناشناس ؟ هيچ كس نمي دانست برنامه نويس سايت چه كسي است !!!اما هدف سايت چه بود ؟ چرا سازندگان سايت هيچ عاقه اي براي معرفي خود نداشتن ؟
و بلاخره سازندگان خود را معرفي كردند گروه هكري آشيانه . گروهي كه هر روز به سايت هاي ايراني نفوذ مي كردند . و گاها به تخريب وب سايت دست مي زدند . ( سايت مجلس تا سايت هاي معمولي ايران )
گروه هكري آشيانه يكي از معروف ترين گروه هاي سياه خرابكاري ايران است
.شايد متوجه اسپم هايي كه به ايميل خود مي آيند شده ايد اين اسپم ها از كجا مي آيند .؟
اسپمر ها بدنبال روش هايي هستند كه ايميل هايي كه توسط صاحب آنها مورد استفاده قرار مي گيرد و مي توانند از انها براي اسپم استفاده كنن جمع آوري كنند و چه روشي ساده تر از اين ؟
ايميل ها فراوان هستند ولي ايميل هايي كه واقعا از انها استفاده شود و صاحب آن ايراني باشد به راحتي پيدا نمي شوند .جديدا آشيانه با استفاده از نفوذي كه در روزنامه جام جم دارد بصورت مجاني تبليغ وب سايت خود را مي كند . (استفاده از اموال دولتي )اين يك هشدار بود .بد ترين چيز اينه كه تبليغ عده اي رو بكنيم كه از مشروع بودن كار انها هيچ اطميناني نداريم .ايا نبايد جلو اين گروه خرابكار گرفته شود . گروهي كه به علت نبود هيچ قانوني در ايران به راحتي به كار خود ادامه مي دهد .به نظر مي رسيد با هك شدن سايت هاي www.ashiyane.com و www.ashiyane.net كه متعلق به اين گروه بود اين گروه دست از اعمال غير مشروع خود بر مي دارد . ولي بار ديگر دومين ها www.ashiyane.ir شروع به فعاليت كرده است .مي توانيد همچنان با مراجعه به 2 سايت www.ashiyane.com , www.ashiyane.net سايت هاي هك شده آشيانه را ببينيد .

ولی الان به خودم گفتم : اصلا به من چه که کی چه کار داره میکنه؟!! مهم اینه که من بتونم ازش به خوبی استفاده کنم غیر از اینه؟!! .

+ نوشته شده در  2007/5/10ساعت 16:33  توسط منیره.م  |